♥ به بهترین و بروزترین وبلاگ عکس خوش آمدید ، نظر فراموش نشه ... ♥

کاشکی چشمام رو میبستم !

نویسنده : Mohsen Ghasemi | تاریخ : 15:06 - 1396/10/6

سایت عکس

بچه که بودم حیاط خونه مون درخت خرمالو داشت ، یه درخت قدیمی و خوشگل که وقتی خرمالوهاش میرسید انگار شاخه هاشو ریسه کشی کرده بودن !
از اولین سبدی که بابا چید ، خوشگلترینشو برداشتم ، بُردم توی اتاقم... ساعت ها نگاهش میکردم و قربون صدقه ی خوشگلیاش میرفتم !
خیلی دوستش داشتم ، دلم میخواست برای همیشه بین اسباب بازی هام بمونه...اما مامان گفت خراب میشه،
خرمالو برای خوردنه نه نگاه کردن !
باخودم فکر کردم میوه به این خوشگلی حتماً خیلی خیلی خوشمزه ست...
هیچوقت اون لحظه ای که کل دهنم گَس شد و حالم بهم خورد یادم نمیره ، بعد از اونم دیگه هیچوقت لب به خرمالو نزدم... سال ها اطرافیان گفتن : اون کال بوده ، یه رسیده شو بخور ببین چقدر خوشمزه ست... ولی اون طعم گَس هیچوقت از ذهنم پاک نشد و دلم نمیخواست دوباره تجربه ش کنم...
حکایت یه سری از آدمای زندگیمونم حکایتِ همین چشیدنِ خرمالوعه ، تا وقتی که درون و ذاتشونو نشناختیم خیلی دوست داشتنی و خوشگلن... اما یهو طعمِ گَس و بدمزه شون کل زندگیمونو میگیره،
یه جوری دلمونو میزنن که دیگه تا ابد سمتشون نریم !!!



برچسب ها : خدا , محسن قاسمی , سایت عکس , خرمالو , دلنوشته , زندگی قشنگه , خدا با من است ,
دسته بندی : فیلم و آموزش و جملات فلسفی , عکس های عاشقانه ,
 

آخرین مطالب

» ♦ سکوت ♦ ( 1397/01/30 )
» ♦ نیست که نیست ♦ ( 1396/12/16 )
» ♦ کاش ♦ ( 1396/12/14 )
» ♦ انصاف ♦ ( 1396/12/13 )
» ♦ خط ♦ ( 1396/12/11 )
» ♥ گیر دادن ♥ ( 1396/12/3 )
» کاکتوس و بادکنک ! ( 1396/12/1 )
» میدانی ... ( 1396/12/1 )
» ♦ یک وقت‌ هایی ♦ ( 1396/11/15 )
» ♦ اولین ♦ ( 1396/11/15 )
» ♦ تعطیل ♦ ( 1396/11/14 )
» ♦ همه یکی رو دارند که هیچوقت نمیاد ♦ ( 1396/11/14 )
» به اوج رفتن بادکنک ! ( 1396/11/12 )
» خندید ... ( 1396/11/12 )
» "میم" مثل " مرد" ( 1396/11/12 )