سایت عکس اینجا گوشه ی دنجی ست که اندکی بار همه ی دغدغه های روی دوشم را زمین بگذارم و فارغ از وجود هر گونه دغدغه، به درخت سبز خلوت خویش تکیه بزنم و زیر سایه اش بیارامم و از احساساتم بگویم؛ از تنهایی هایم، از غربت، از غم ها و گاهی حتی از شادی ها؛ بی هیچ ملاحظه و محدودیتی، تحت هیچ قانونی، در قالب هیچ چارچوبی،... اینجا محل درددل های شخصی من است، محل سبک شدن؛ شاید تنها مکان زندگی من که دغدغه هایم در آن جایی ندارند. جایی که خلاء تنهایی ام را با نوشتن، پر خواهم کرد؛ تنهایی همیشگی من؛ می دانم؛ می دانم کسی که خدا را دارد، درواقع هرگز تنها نیست، اما ما آدم ها، گاهی، به زمان هایی که کسی جز خدا ما را نمی فهمد، هم می گوییم، تنهایی! اینجا کنج خلوتی است برای تنهایی من؛ جایی آرام برای فریاد زدن، جایی دنج برای گریه کردن و جایی فارغ از همه ی هیاهوهای زندگی پردغدغه ی من... ورود هر گونه دغدغه، ممنوع!! tag:http://siteaks.mihanblog.com 2017-08-23T12:47:02+01:00 mihanblog.com زیر خاکی ... 2017-08-18T15:49:51+01:00 2017-08-18T15:49:51+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/755 Mohsen Ghasemi کرم است دیگردستِ آدم نیست...گاهی می افتد به جانِ موبایلش وتمامِ زیر خاکی ها را مرور میکندپاک میکند تمامِ پیغامهایی را که لبخند تلخ به همراه می آوردپاک میکند تمام شماره هایی که بود و نبودشان دیگر مهم نیستپاک میکند تمام عکسهایی که دیگر جایی بینشان نداریپاک می...پاک نمیشود جانمبعضی چیزهاطوری به خوردِ موبایلَت رفته،که اگر بخواهی هم پاک نمیشود که نمیشودآنقَدَر میماند تا جانَت را بگیردگاهی خودَت هم که نخواهی،موبایلَت تو را پرت میکند آنجا که نباید! سایت عکس

کرم است دیگر
دستِ آدم نیست...
گاهی می افتد به جانِ موبایلش و
تمامِ زیر خاکی ها را مرور میکند
پاک میکند تمامِ پیغامهایی را که لبخند تلخ به همراه می آورد
پاک میکند تمام شماره هایی که بود و نبودشان دیگر مهم نیست
پاک میکند تمام عکسهایی که دیگر جایی بینشان نداری
پاک می...
پاک نمیشود جانم
بعضی چیزها
طوری به خوردِ موبایلَت رفته،
که اگر بخواهی هم پاک نمیشود که نمیشود
آنقَدَر میماند تا جانَت را بگیرد
گاهی خودَت هم که نخواهی،
موبایلَت تو را پرت میکند آنجا که نباید! ]]>
... 2017-08-04T16:47:51+01:00 2017-08-04T16:47:51+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/753 Mohsen Ghasemi صبح اگر چشم باز كردید ودیدید به جاى پیغام برایتان نقطه آمده بدانید تمامِ شب را براى زدنِ حرفهایش جان کنده، در علمِ جدیدنقطه ها پُرِ حرفند! سایت عکس

صبح اگر چشم باز كردید و
دیدید به جاى پیغام برایتان نقطه آمده بدانید تمامِ شب را براى زدنِ حرفهایش جان کنده، در علمِ جدید
نقطه ها پُرِ حرفند! ]]>
من و تو به این خیابانها بدهكاریم ! 2017-08-04T16:42:30+01:00 2017-08-04T16:42:30+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/752 Mohsen Ghasemi من و تو به این خیابانها بدهكاریمپیاده رو های ولیعصر رو باید متر كنیماز روی جدول قدم بزنیباید با یك هندزفری آهنگ گوش كنیم..."بین ما فوق العاده بود ..."جاده ی شمال رو باید رانندگی كنیم...برایم میوه پوست بگیری...از جلوی رستوران "همسفر" رد بشیم و بلند بزنیم زیرِ آواز..."تو از كدوم قصه ای،كه خواستنت عادت..."لب دریا آتیش روشن كنیم و تا صبح بگیم و بخندیم...صبح كه با صدای آهنگ چشم باز میكنیم...."اگه این فقط یه خوابه...تا ابد بزار بخوابم..." سایت عکس

من و تو به این خیابانها بدهكاریم
پیاده رو های ولیعصر رو باید متر كنیم
از روی جدول قدم بزنی
باید با یك هندزفری آهنگ گوش كنیم..."بین ما فوق العاده بود ..."
جاده ی شمال رو باید رانندگی كنیم...برایم میوه پوست بگیری...از جلوی رستوران "همسفر" رد بشیم و بلند بزنیم زیرِ آواز..."تو از كدوم قصه ای،كه خواستنت عادت..."
لب دریا آتیش روشن كنیم و تا صبح بگیم و بخندیم...
صبح كه با صدای آهنگ چشم باز میكنیم....
"اگه این فقط یه خوابه...تا ابد بزار بخوابم..." ]]>
كَكِمان هم نمیگزد... 2017-08-04T16:36:43+01:00 2017-08-04T16:36:43+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/751 Mohsen Ghasemi اصلاً همه چیز از این تلگرامِ لعنتی شروع شدرویمان را به هم باز كرد...اراده كنی بلاك میشوداراده كنی از گروه حذفش میكنیفاجعه تر از همه اش این است كه میتوانی حرفی را كه زدی ویرایش كنی!یعنی همه چیزمان روی هواستیعنی تخته كنید درِ رابطه ها را.!!سالها كسی را با چنگ و دندان نگه داشتی و با اشاره ی انگشت از همه جا مَحوَت میكندبا یك اشاره،میزند زیرِ تمامِ حرفهایشما میمانیم و صفحه ای كه هرچه حرف دلمان است و ارسال میكنیم،برمیگردد به خودمان...مشكلِ من و تو نیستدارند ما را به سمتِ بی بند و باری هُل میدهند و ما سایت عکس

اصلاً همه چیز از این تلگرامِ لعنتی شروع شد
رویمان را به هم باز كرد...
اراده كنی بلاك میشود
اراده كنی از گروه حذفش میكنی
فاجعه تر از همه اش این است كه میتوانی حرفی را كه زدی ویرایش كنی!
یعنی همه چیزمان روی هواست
یعنی تخته كنید درِ رابطه ها را.!!
سالها كسی را با چنگ و دندان نگه داشتی و با اشاره ی انگشت از همه جا مَحوَت میكند
با یك اشاره،میزند زیرِ تمامِ حرفهایش
ما میمانیم و صفحه ای كه هرچه حرف دلمان است و ارسال میكنیم،برمیگردد به خودمان...
مشكلِ من و تو نیست
دارند ما را به سمتِ بی بند و باری هُل میدهند و ما هم انگار نه انگار
كَكِمان هم نمیگزد...
روز به روز هم وابسته ترش میشویم... ]]>
بعد از سالها ... 2017-08-04T16:28:42+01:00 2017-08-04T16:28:42+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/750 Mohsen Ghasemi بعد از سالهااتفاقی٬دقیقا آنجا که جانم به لب رسیده بود تا فراموشش کنم دیدمش…‌همانجایی کهپاتوق تمام عاشقانه هایمان بود! دست در دست مردی که عجیب شبیه من؛مدل عینکش… موهایش… لباس پوشیدنش…لبخندش…راه رفتنش…هر دو خشکمان زد!زمان گیر کرده بود و انگار عقربه ها هم باورشان نمی شد این اتفاق را… یک دستش را همسرش قفل کرده بود و دست دیگرش را پسری که شیرین ترین بچه ی دنیا بود!نشستند میز پشت سرم این عجیب ترین فاصله ای بود که در عین نزدیکی داشتیم اسم من را صدا زد برگشتم اماپسرش جواب را داد… سایت عکس

بعد از سالها
اتفاقی٬
دقیقا آنجا که جانم به لب رسیده بود تا فراموشش کنم
دیدمش…
‌همانجایی که
پاتوق تمام عاشقانه هایمان بود!
دست در دست مردی که عجیب شبیه من؛
مدل عینکش…
موهایش…
لباس پوشیدنش…
لبخندش…
راه رفتنش…
هر دو خشکمان زد!
زمان گیر کرده بود و انگار عقربه ها هم باورشان نمی شد این اتفاق را…
یک دستش را همسرش قفل کرده بود و
دست دیگرش را پسری که شیرین ترین بچه ی دنیا بود!
نشستند میز پشت سرم
این عجیب ترین فاصله ای بود که در عین نزدیکی داشتیم
اسم من را صدا زد
برگشتم
اما
پسرش جواب را داد… ]]>
خسته تر از اون بودم که تلاش کنم ! 2017-08-02T17:39:42+01:00 2017-08-02T17:39:42+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/749 Mohsen Ghasemi بار اول که قلبم رو شکوندی چه حسی داشتی؟!به چی فکر میکردی؟به اینکه چقدر برات بی اهمیتم یا اینکه همیشه همه چیز تقصیر منه!نکنه با خودت فکر کردی هر کاری با قلبم بکنی من نمیرم؟!خب درست فکر کردی!من نرفتم!بار دوم چرا شکوندی؟خسته شده بودی از مهربونیام؟!یا شایدم عشقم کافی نبود!شاید هم با خودت گفتی ایندفعه دیگه میره..ولی اشتباه کردی من باز هم موندم!بار سوم رو یادته؟!دیگه داشت برات عادی میشد،هربار بی اهمیت تر میشدم نه؟!میخواستی مطمئن شی تا چه حد دیوونم،شایدم میخواستی خودم برم!در هر صورت من باز هم نرفتم و سایت عکس

بار اول که قلبم رو شکوندی چه حسی داشتی؟!
به چی فکر میکردی؟به اینکه چقدر برات بی اهمیتم یا اینکه همیشه همه چیز تقصیر منه!
نکنه با خودت فکر کردی هر کاری با قلبم بکنی من نمیرم؟!
خب درست فکر کردی!من نرفتم!
بار دوم چرا شکوندی؟
خسته شده بودی از مهربونیام؟!
یا شایدم عشقم کافی نبود!
شاید هم با خودت گفتی ایندفعه دیگه میره..ولی اشتباه کردی من باز هم موندم!
بار سوم رو یادته؟!دیگه داشت برات عادی میشد،هربار بی اهمیت تر میشدم نه؟!
میخواستی مطمئن شی تا چه حد دیوونم،شایدم میخواستی خودم برم!در هر صورت من باز هم نرفتم و موندم!
بار پنجم و ششم..تفریح شده بود واست !
روحت آروم میشد؟دیگه میدونستی هیچ جوره نمیرم..منم با همون تیکه های شکسته تو رو هر بار بیشتر دوست داشتم..
چون امید داشتم!
ولی بار دهم دیگه قلبی نمونده بود که بشکنی،بی تفاوت بودنم اذیتت میکرد نه؟!
رفتی که بیام دنبالت..منتظر موندی..
یه هفته..یه ماه..نیومدم!
عجیب بود برات؟چرا؟!!خب همینو مگه نمیخواستی؟
ولی دقت کردی؟من باز هم نرفتم..تو رفتی
موندم ولی خسته تر از اون بودم که تلاش کنم!
اگه قلبی تو سینه ام بود این اجازه رو میدادم که باز بشکنیش..چون من هیچوقت تو رو یه اشتباه ندیدم با اینکه واضح ترین و بزرگترین اشتباه بودی!!
]]>
لیاقت داشته هامون رو داشته باشیم ! 2017-08-02T17:23:33+01:00 2017-08-02T17:23:33+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/748 Mohsen Ghasemi بعد از ازدواجمون خیلی چیزا تغییر میکنه،ولی تصمیم گرفتیم یه چیزایی رو اصلا تغییر ندیم.مثلا اصلا دوست ندارم بعداز ازدواجمون دیگه باهم چت نکنیم!به نظرم اصلا تصویر قشنگی نیست که همیشه گوشیامون رو میز باشه !راستش تصمیم گرفتم بعد از ازدواجمون یه روزایی بندازمش تو اتاقمون و در قفل کنم کلیدو بندازم تو دسشویی و سیفون رو بکشم!بعد بهش پی ام بدم خانومم کجایی؟و اون بگه تو اتاق گیر کردم!بعد من بهش پی ام بدم خانومم نترسیا من پشت در نشستم ،هیچ اتفاقی نمیفته!خلاصه اونقد باهم چت کنیم که دلش بخواد بغلش کنم!دلش ب سایت عکس

بعد از ازدواجمون خیلی چیزا تغییر میکنه،
ولی تصمیم گرفتیم یه چیزایی رو اصلا تغییر ندیم.
مثلا اصلا دوست ندارم بعداز ازدواجمون دیگه باهم چت نکنیم!
به نظرم اصلا تصویر قشنگی نیست که همیشه گوشیامون رو میز باشه !
راستش تصمیم گرفتم بعد از ازدواجمون
یه روزایی بندازمش تو اتاقمون و در قفل کنم کلیدو بندازم تو دسشویی و سیفون رو بکشم!
بعد بهش پی ام بدم خانومم کجایی؟
و اون بگه تو اتاق گیر کردم!
بعد من بهش پی ام بدم خانومم نترسیا من پشت در نشستم ،هیچ اتفاقی نمیفته!
خلاصه اونقد باهم چت کنیم که دلش بخواد بغلش کنم!
دلش برام تنگ شه و تایپ کنه که کاش الان اینجا بودی!
اونوقت زنگ بزنم کلیدسازی، بیان در اتاق رو بازکنن و اون بپره تو بغلم!
اینا بچه بازی نیست!دیوونه بازیم نیست!
ما آدم ها کلاً ذاتمون اینجوریه،اگه یه چیز رو خیلی مدت داشته باشیم،به مرور حسمون بهش عادی میشه،مثلا خودم،همیشه از برند lg خوشم میومد،قبل از اینکه این مدل گوشی که الان دستم باشه  رو بخرم  همیشه پشت ویترین نگاهش میکردم،هنوزم که هنوزه بعضی روزا  با لپ تاپم کارامو انجام میدم و به گوشیم دست نمیزم تا دلم براش تنگ بشه!
ذات ما آدما اینجوریه که یه وقتایی باید عمداً خودمون رو از داشته هامون دور کنیم،تا دلمون براشون تنگ بشه،تا یادمون بیاد اگه نباشن،اگه نداشته باشیمشون چی میشه!
اونوقت همیشه لیاقت داشته هامون رو داریم و میدونیم چجوری باهاشون رفتار کنیم...
]]>
من هنوزم شبا زود نمیخوابم 2017-08-02T17:18:02+01:00 2017-08-02T17:18:02+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/747 Mohsen Ghasemi من از وقتی که خیلی کوچیک بودم هیچ شبی زود نمیخوابیدم.پدرم همیشه می‌گفت آدمایی که شبا زود میخوابن سلامتی بیشتری دارن و من هیچوقت به حرفش گوش نکردم.از اون سالا خیلی گذشته و من هنوزم شبا زود نمیخوابم ولی حالا فهمیدم آدمایی که شبا زود میخوابن خوشبختی بیشتری دارن. شب آدم رو با خودش تنها میذاره. با اون نیمه‌ی احساسی و بی منطق ذهنش. با همه قول و قرارایی که به زور منطق فرو کرده تو کَت احساسش.شب و سکوتش همیشه این خطر رو دارن که قول و قرارای تو رو با خودت بهم بزنن و هرچیزی رو که از یادت ر سایت عکس

من از وقتی که خیلی کوچیک بودم هیچ شبی زود نمیخوابیدم.
پدرم همیشه می‌گفت آدمایی که شبا زود میخوابن سلامتی بیشتری دارن
و من هیچوقت به حرفش گوش نکردم.
از اون سالا خیلی گذشته
و من هنوزم شبا زود نمیخوابم
ولی حالا فهمیدم آدمایی که شبا زود میخوابن خوشبختی بیشتری دارن.
 شب آدم رو با خودش تنها میذاره.
 با اون نیمه‌ی احساسی و بی منطق ذهنش.
 با همه قول و قرارایی که به زور منطق فرو کرده تو کَت احساسش.
شب و سکوتش همیشه این خطر رو دارن
که قول و قرارای تو رو با خودت بهم بزنن و هرچیزی رو که از یادت رفته به یادت بیارن.
 شب همیشه برای من ذره‌بین بوده.
ذره بینی برای همه‌ی غم‌ها،
 فراموش کردن‌ها،
 نرسیدن‌ها،
نبودن‌ها،
 نشدن‌ها...
]]>
خوشی کوچیک آدما رو با منطق خراب نکنید !!! 2017-08-02T17:13:37+01:00 2017-08-02T17:13:37+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/746 Mohsen Ghasemi دیدین آدمایی رو که‌نمیدونن از زندگی چی میخوان؟؟ بلاتکلیفن!!؟؟ نمیدونن برن..بمونن!!اذیتشون نکنید...بهشون نگید بی اراده!!اینا پای رفتنشون قویه...ذهنشون فراموشکاره...ولی نمیخوان که برن و فراموش کنن!!هر خاطره شده یه نگین از یه دستبند که به دستشون بسته شده و نمیزاره جایی برن!!واسه اوّلین جایی که رفتن با هم ارزش قائلن، واسه همینه که دیگه نمیخوان پا به اونجا بزارن...این آدما ضعیف نیستن فقط با اون روزا خوشن!!از یاد آوری دردناکش لذت میبرن...انقدری عاشق هستن که جای اون شخصو به کسی ندن و براش تو دلشون سایت عکس

دیدین آدمایی رو که‌نمیدونن از زندگی چی میخوان؟؟
 بلاتکلیفن!!؟؟
نمیدونن برن..بمونن!!
اذیتشون نکنید...بهشون نگید بی اراده!!
اینا پای رفتنشون قویه...ذهنشون فراموشکاره...ولی نمیخوان که برن و فراموش کنن!!
هر خاطره شده یه نگین از یه دستبند که به دستشون بسته شده و نمیزاره جایی برن!!
واسه اوّلین جایی که رفتن با هم ارزش قائلن، واسه همینه که دیگه نمیخوان پا به اونجا بزارن...
این آدما ضعیف نیستن فقط با اون روزا خوشن!!
از یاد آوری دردناکش لذت میبرن...
انقدری عاشق هستن که جای اون شخصو به کسی ندن و براش تو دلشون محراب بسازن!!
به اعتقادات این آدما کاری نداشته باشید...
مدام‌نگید که قوی باش تو میتونی...
وقتی فراموش نکردن و نخواستن قاطیش باشه اونا به همین بلاتکلیفی خوشن!!
خوشی کوچیک آدما رو با منطق خراب نکنید!!
]]>
یادته؟ 2017-08-02T17:02:31+01:00 2017-08-02T17:02:31+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/745 Mohsen Ghasemi یادته؟همیشه بهم میگفتی تو بچه ای...!منم دلم میشکست و میگفتم نه!نیستم...!حالا که فکر میکنم...؛میبینم حق با تو بود!من خیلی بچه بودم،مثل بچه هاواسه کوچیک ترین چیزا ذوق میکردم..؛مثل بچه ها دروغ بلد نبودم ،مثل بچه ها دلم پاک بود وُ وقتی میگفتم دوستت دارم، یعنی واقعا دوستت داشتم ...!من مثل بچه ها دلم میشکست و مثل بچه ها ۲ دقیقه بعد میبخشیدمت و مثل بچه ها صبحمو با تو شروع می كردم ...؛آره من خیلی بچه بودم!اما تو خیلی بزرگ بودیدوست داشتنت ؛حرف زدنت ،و خیلی چیزای دیگت مثله آدم بزرگا دروغ بود ...!تو خیلی ب سایت عکس

یادته؟
همیشه بهم میگفتی تو بچه ای...!
منم دلم میشکست و میگفتم نه!نیستم...!
حالا که فکر میکنم...؛
میبینم حق با تو بود!
من خیلی بچه بودم،
مثل بچه هاواسه کوچیک ترین چیزا ذوق میکردم..؛
مثل بچه ها دروغ بلد نبودم ،
مثل بچه ها دلم پاک بود وُ وقتی میگفتم دوستت دارم، یعنی واقعا دوستت داشتم ...!
من مثل بچه ها دلم میشکست و مثل بچه ها ۲ دقیقه بعد میبخشیدمت و مثل بچه ها صبحمو با تو شروع می كردم ...؛
آره من خیلی بچه بودم!
اما تو خیلی بزرگ بودی
دوست داشتنت ؛
حرف زدنت ،
و خیلی چیزای دیگت مثله آدم بزرگا دروغ بود ...!
تو خیلی بزرگ بودی...
خیلی خیلی بزرگ ...!
]]>
نترس! 2017-08-02T16:54:48+01:00 2017-08-02T16:54:48+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/744 Mohsen Ghasemi نشستم یه پلی‌لیستِ عاشقانه درست کنم برا سفری که قراره بریم! رفتم سراغِ عاشقانه‌ترین آهنگای لپتاپم!هر آهنگِ خوبی‌ام به ذهنم میرسید و نداشتم سریع میزدم دانلود شه تا یه وقت از دستش ندم برا جاده و اولین سفرمون و خاطره‌های معرکه‌ای که میدونستم قراره بسازیم! بین آهنگایی که داشتم میریختم تو فلش، چندتایی آهنگم بود که من یا اون قبلِ هم باهاشون خاطره داشتیم! یه جورایی مال گذشته‌مون بودن و ممکن بود وقتی تو ماشین پلی میشن، یکیمون ساکت شه و پرت شه به سالای قبل و یاد خاطره‌هاش سایت عکس

نشستم یه پلی‌لیستِ عاشقانه درست کنم برا سفری که قراره بریم!
 رفتم سراغِ عاشقانه‌ترین آهنگای لپتاپم!
هر آهنگِ خوبی‌ام به ذهنم میرسید و نداشتم
 سریع میزدم دانلود شه تا یه وقت از دستش ندم
برا جاده و اولین سفرمون و خاطره‌های معرکه‌ای که میدونستم قراره بسازیم!
 بین آهنگایی که داشتم میریختم تو فلش، چندتایی آهنگم بود
که من یا اون قبلِ هم باهاشون خاطره داشتیم!
 یه جورایی مال گذشته‌مون بودن و ممکن بود
 وقتی تو ماشین پلی میشن، یکیمون ساکت شه
 و پرت شه به سالای قبل و یاد خاطره‌هاش بیفته!
دلم میگفت نریز این آهنگا رو ولی عقلم میگفت بریز!
 نترس!
 عقلم میگفت آهنگی که تو دوست داری ربطی به آدمِ قبلیِ زندگیت نداره و تو بهرحال اون آهنگو دوست داری!
 دل زدم به دریا و کل فولدر چاوشی و فولدر شادمهرو ریختم
تو فلش و با خودم گفتم وقتشه دیگه با همین آهنگاام خاطره‌های جدید بسازیم!
با خودم گفتم بیخیال دیروزت و دیروزش! تو امروزو بچسب!
تو امروزو بساز و براش دلچسبش کن!
پلی‌لیستِ عاشقانه‌هامونو حالا هرروز گوش میدیم
 و اونقد پُریم از احساسِ هم که اصن یادمون نمیفته یاد چیزی یا کسی بیفتیم!
گذشته ها رو نمیشه پاک کرد اما میشه بذاریشون تو گذشته بمونن تا کلِ امروزتم نگیرن!
 ما از گذشته‌ی هم ترسی نداریم!
ما از گذشته‌ی هم فقط درس میگیریم!
]]>
بعضی از آدما ... 2017-08-02T16:43:22+01:00 2017-08-02T16:43:22+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/743 Mohsen Ghasemi داشتیم میرفتیم توی ایستگاه مترو. دستم رو بردم توی جیبم که کارت متروم رو در بیارم ، اشتباهی کلیدم رو بیرون اوردم . همونطوری هم داشتم میرفتم به سمت گیت ها. خندش گرفت، زد به شونم و گفت :-قاطی کردی رفت پسر ، مگه میخوای در حیاط باز کنی که که کلید در اُوردی؟؟جوابی ندادم . هیچوقت جواب نمی‌دادم . موبایل به دست دنبال موبایلم میگشتم، یادم میرفت چی رو کجای خونه گذاشتم ، اشتباهی کنترل تلویزیون رو میذاشتم توی یخچال و از این دسته کارها و هیچ جوابی هم نمی‌دادم . وقت هایی هم که از اینکارها نمی‌کردم ، مدام احس سایت عکس

داشتیم میرفتیم توی ایستگاه مترو. دستم رو بردم توی جیبم که کارت متروم رو در بیارم ، اشتباهی کلیدم رو بیرون اوردم . همونطوری هم داشتم میرفتم به سمت گیت ها. خندش گرفت، زد به شونم و گفت :

-قاطی کردی رفت پسر ، مگه میخوای در حیاط باز کنی که که کلید در اُوردی؟؟

جوابی ندادم . هیچوقت جواب نمی‌دادم . موبایل به دست دنبال موبایلم میگشتم، یادم میرفت چی رو کجای خونه گذاشتم ، اشتباهی کنترل تلویزیون رو میذاشتم توی یخچال و از این دسته کارها و هیچ جوابی هم نمی‌دادم . وقت هایی هم که از اینکارها نمی‌کردم ، مدام احساس می‌کردم یه چیزی رو فراموش کردم ، جا گذاشتم ، گم کردم .  دستامو میزدم به کمرم ، سرمو میخاروندم و اطرافو نگاه میکردم که بلکه یادم بیاد . یه مدتی بود که اینطوری شده بودم. رفتن بعضی از آدما، چه بلایی که سر آدم نمیاره !
]]>
اگه می‌دونستم این خداحافظی ، خداحافظی آخره ... 2017-08-02T16:29:47+01:00 2017-08-02T16:29:47+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/742 Mohsen Ghasemi خیلی به الان مربوط نیست،از همون بچگی دلم می‌خواست این توانایی رو داشتم، تا بفهمم وقتی با کسی خداحافظی می‌کنم دوباره می‌تونم ببینمش یا نه!؟آخرین خداحافظی با پدر،مادر،خواهر،برادر،همسر یا هرکسی که بیشتر از بقیه دوستش داری، باید خیلی با یه خداحافظی معمولی فرق کنه. باید انقدر وقت داشته باشی تا سالها «دوست داشتن» رو توی یک کلمه خلاصه کنی.وقتی بدونی این خداحافظی، خداحافظیِ آخره،دیگه اخم نمی‌کنی،دیگه پشت تلفن بی‌تفاوت نیستی.وقتی بدونی این خداحافظی،خداحافظیِ آخره، با بغض می‌ایستی و&nb سایت عکس

خیلی به الان مربوط نیست،
از همون بچگی دلم می‌خواست این توانایی رو داشتم،
 تا بفهمم وقتی با کسی خداحافظی می‌کنم دوباره می‌تونم ببینمش یا نه!؟
آخرین خداحافظی با پدر،
مادر،
خواهر،
برادر،
همسر یا هرکسی که بیشتر از بقیه دوستش داری،
 باید خیلی با یه خداحافظی معمولی فرق کنه. باید انقدر وقت داشته باشی تا سالها «دوست داشتن» رو توی یک کلمه خلاصه کنی.
وقتی بدونی این خداحافظی،
 خداحافظیِ آخره،
دیگه اخم نمی‌کنی،
دیگه پشت تلفن بی‌تفاوت نیستی.
وقتی بدونی این خداحافظی،
خداحافظیِ آخره،
 با بغض می‌ایستی و
 قدم به قدم رفتنش رو تماشا می‌کنی.
آدم هرچی عزیزتر باشه دل کندن ازش سخت‌تره.
این روزا یه بغضی توی گلوم هست که می‌دونم تا آخر عمر عذابم می‌ده.
شاید اگه می‌دونستم دیگه نمی‌بینمش،
 بیشتر نگاش می‌کردم،
 طولانی‌تر باهاش حرف می‌زدم،
 سفت‌تر بغلش می‌کردم.
 اگه می‌دونستم این خداحافظی،
خداحافظیِ آخره،
 یه جور دیگه‌ای بهش می‌گفتم دوستت دارم، شاید پشیمون می‌شد و نمی‌رفت.
«بعضی آدما انقدر خوبن، که هروقت برن زوده.»
]]>
شدیدا احساساتیم! 2017-08-02T16:21:57+01:00 2017-08-02T16:21:57+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/741 Mohsen Ghasemi یکی از اولین چیزایی که راجع به خودم فهمیدم این بود که آدم شدیدا احساساتیم!شاید واسه بقیه مردا این افت و مشکل باشه و نخوان بهش اعتراف کنن، ولی من بهش افتخار میکنم!اگر احساساتی نبودم،اون شب نزدیک اون رستوران ایتالیایی، با دیدن اون دختری که روی نیمکت سنگی روبروی رستوران نشسته بود و زار زار گریه میکرد،هیچ حس بدی بهم دست نمیداد و راهم رو میکشیدم و میرفتم خونه و با کنسول بازی میکردم. ولی نه، نتونستم! واقعا نتونستم! خودمو گذاشتم جای اون، فکر اینکه احتمالا نامزدش بهش خیانت کرده،  سایت عکس

یکی از اولین چیزایی که راجع به خودم فهمیدم این بود که آدم شدیدا احساساتیم!
شاید واسه بقیه مردا این افت و مشکل باشه و نخوان بهش اعتراف کنن، ولی من بهش افتخار میکنم!
اگر احساساتی نبودم،
اون شب نزدیک اون رستوران ایتالیایی،
 با دیدن اون دختری که روی نیمکت سنگی روبروی رستوران نشسته بود و زار زار گریه میکرد،
هیچ حس بدی بهم دست نمیداد و راهم رو میکشیدم
و میرفتم خونه و با کنسول بازی میکردم. ولی نه، نتونستم!
 واقعا نتونستم!
خودمو گذاشتم جای اون،
 فکر اینکه احتمالا نامزدش بهش خیانت کرده،
 یا نزدیکترین دوستش صبح رفته زیر ماشین،
 یا هر اتفاق بد دیگه ای که ممکن بود براش افتاده باشه داشت دیوونم میکرد،
 دوست داشتم بهش دلداری بدم!
واسه همین رفتم کنارش نشستم
و هیچی نگفتم، فقط همونجا نشستم.
بعد که دیدم داره کنجکاو میشه،
گفتم: «تا میتونی گریه کن. منم وقتی ناراحتم، منم وقتی فکر میکنم همه چیز تمومه، گریه میکنم. گریه که زن و مرد نداره، با گریه حال آدم خیلی خوب میشه!»
 همین شد که سرش رو گذاشت روی شونم و چند دقیقه ای با شدت بیشتر از قبل گریه کرد، بعدش اشکاشو پاک کرد،
 بهم خندید و گفت: «ممنونم. حالا میتونم با دلِ خالی برم خونه.»
بلند شد و رفت و منم رفتم پی کارم.
 چیه توقع داشتی بگم عاشقم شد؟ یا عاشقش شدم؟ نه!
 عشق گاهی وقتا فقط گند میزنه به همه چیز! منظورم اینه که اگر آدم احساساتی نبودم و کنار اون دختر نمیشستم،
شاید بجای خونه، میرفت به سمت پل بزرگی که جون خیلی ها رو هر سال میگیره،
 یا هزارتا جای دیگه که عاقبت خوشی نداشتن! میبینی؟
گاهی وقتا چقدر ساده از کنار چیزایی که نباید، فقط به دلیل اینکه میخوایم احساساتی نباشیم، میگذریم و میریم!
]]>
از یه جایی به بعد ... 2017-08-02T16:12:56+01:00 2017-08-02T16:12:56+01:00 tag:http://siteaks.mihanblog.com/post/740 Mohsen Ghasemi از یه جایی به بعد۲۴ ساعت پیام دادناتون میشه حداکثر ۱ ساعت...عکس هاتون تکی میشهقدم زدن هاتون تو خیابونا تبدیل میشه به یه سری قرارهایِ خشک و عادی تویِ کافه هایِ نزدیکِ خونه...از یه جایی به بعددوستت دارم ها جاش رومیده به "عزیزمی"...حتی اونم کم کم محو میشه....دیگه دعواتون نمیشه سرِ اینکه دست هاتون گره خــورده تو جیبهایِ کی باشه....چون احتمالا جفت دستاتون تو جیب پالتویِ خودتونه...از یه جایی دیگه شب بخیر هایِ پر ملاتِ عاشقانه اتونمیشه"شبت بخیر گلم و عزیزم"های سردی که هیچ شبی رو بخیــر نمیکنه....از ی سایت عکس

از یه جایی به بعد
۲۴ ساعت پیام دادناتون میشه حداکثر ۱ ساعت...
عکس هاتون تکی میشه
قدم زدن هاتون تو خیابونا تبدیل میشه
به یه سری قرارهایِ خشک و عادی تویِ کافه هایِ نزدیکِ خونه...
از یه جایی به بعد
دوستت دارم ها جاش رومیده به "عزیزمی"...
حتی اونم کم کم محو میشه....
دیگه دعواتون نمیشه سرِ اینکه دست هاتون گره خــورده تو جیبهایِ کی باشه....
چون احتمالا جفت دستاتون تو جیب پالتویِ خودتونه...
از یه جایی دیگه شب بخیر هایِ پر ملاتِ عاشقانه اتون
میشه"شبت بخیر گلم و عزیزم"های سردی که هیچ شبی رو بخیــر نمیکنه....
از یه جایی به بعد دیگه سر اینکه این دختره کیه برات کامنتِ قلب گذاشته
یا این پسره کیه بهت پیام داده ها تبدیل میشه
به خاطره هایی که با مرورشون فقط پوزخند میزنید...
از یه جایی به بعد یکم رابطتون میمیره...
همین...
]]>